۱۴۰۴ مهر ۹, چهارشنبه

روایت شاهدان ـ موسی ایزکیان

 


زندانی سیاسی سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴

من خودم در ۶ تیر ۱۳۶۰ زمانیکه از رشت به رامسر می‌آمدم دیدم که پاسداران با لندکروز دارند مرا تعقیب می‌کنند. من سعی کردم که در خیابانهای شلوغ به نوعی خودم را از آنها دور کنم. به ناگهان پاسداران مسلح جلوی خودرو من پیچیده و به من حمله‌ور شدند و می‌خواستند با زور و ضرب و شتم مرا به خودرو خودشان منتقل کنند که من مقاومت کرده و شعار دادم و گفتم که مردم جمع شوید. امروز ما هستیم و فردا شما. فردا ناموس شماست. آنها هم شعار می‌داند که چرا بچه مردم را می‌برید و چرا می‌زنید. در این جا بود که با قنداق تفنگ زدند به کتف و پشتم و آنرا بیحس کردند و انداختند داخل خودرو و بردند به سپاه رامسر.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر