۱۴۰۴ آبان ۸, پنجشنبه

کیومرث زهرایی‌مقدم؛ از سنگر قصرشیرین تا سربداری در قتل‌عام ۶۷

 


محل تولد: سنندج

سن: ۲۹

تحصیلات: دیپلم

محل شهادت: کرج

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

محل زندان: گوهردشت


مجاهد شهید کیومرث زهرایی‌مقدم در سال ۱۳۳۸ در سنندج چشم به جهان گشود. دوران کودکی و جوانی‌اش را در قصر شیرین سپری کرد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در همان شهر به پایان رساند.

او در میان جوانان قصرشیرین، به‌عنوان ورزشکاری بااخلاق، پرتلاش و محبوب شناخته می‌شد و از چهره‌های شناخته‌شده‌ی محلات بود.

در جریان قیام مردمی علیه نظام سلطنتی در سال ۱۳۵۷، کیومرث از فعال‌ترین جوانان شهر بود و در همان روزها با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا گردید.

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، او از پایه‌گذاران انجمن دانش‌آموزان و معلمان هوادار سازمان در قصر شیرین شد و به‌صورت شبانه‌روزی در جهاد سازندگی شهر که توسط هواداران مجاهدین اداره می‌شد، فعالیت می‌کرد. به همین دلیل، اهالی روستاهای اطراف او را به‌خوبی می‌شناختند و از او به نیکی یاد می‌کردند.

با آغاز جنگ ایران و عراق، کیومرث سلاح به‌دست گرفت و در کنار سایر هواداران سازمان به دفاع از مردم و شهر پرداخت. اما پس از اشغال قصرشیرین، به‌همراه سلاحش به کرند رفت تا به مقاومت ادامه دهد. مزدوران رژیم در میدان ورودی شهر او را محاصره و سلاحش را گرفتند.

او سپس به اردوگاه آوارگان جنگی در سراب نیلوفر کرمانشاه رفت و در ارتباط با انجمن هواداران سازمان در آن شهر، به فعالیت خود ادامه داد. اکثر آوارگان قصرشیرین او را می‌شناختند و برای حل مشکلاتشان به او رجوع می‌کردند.

اما به‌زودی مزدوران خمینی، از فعالیت‌های او آگاه شدند و به‌دلیل ارتباطش با مردم، او را از اردوگاه اخراج کردند. کیومرث در کرمانشاه اتاق کوچکی در ساختمانی که آوارگان در آن ساکن بودند اجاره کرد و با وجود شرایط سخت، فعالیت انقلابی خود را ادامه داد.

پس از سرکوب خونین تظاهرات مسالمت‌آمیز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، پاسداران رژیم در اوایل تابستان همان سال، به محل استقرارش یورش بردند و هنگام بازگشت به خانه، او را دستگیر کردند. کیومرث به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه منتقل شد و از همان روز نخست زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت.

دژخیمان ساعت‌ها بدن او را با کابل و زنجیر می‌زدند، اما این مجاهد قهرمان با استقامت مثال‌زدنی، هیچ سخنی علیه یارانش نگفت. آثار بریدگی زنجیر بر پشت و بدنش گواه شکنجه‌های وحشیانه‌ای بود که تحمل کرد. سرانجام، او را به بند ۱۳ زندان دیزل‌آباد، محل نگهداری قهرمانانی که همگی اعدام شدند، منتقل کردند.

در دادگاه نمایشی و ضدانسانی آخوندی، ابتدا به حبس ابد و اعدام تعلیقی محکوم شد. پس از سه سال اسارت و شکنجه، در سال ۱۳۶۳، حکم او به ۹ سال حبس کاهش یافت. با این حال، دژخیمان که از روحیه شکست‌ناپذیرش بیم داشتند، هر چند ماه یک‌بار او را به سلول انفرادی بند ۶۴ می‌بردند و دوباره شکنجه می‌کردند.

کیومرث هر بار که از سلول بازمی‌گشت، با انرژی و ایمان بیشتر، روحیه مقاومت و امید را در میان دیگر زندانیان زنده می‌کرد.

در بهار ۱۳۶۷، پس از هفت سال حبس و شکنجه، او به همراه صدها زندانی مجاهد دیگر، ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان گوهردشت منتقل شد.

چند ماه بعد، در فاجعه‌ی تاریخی قتل‌عام زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷، با فتوای خمینی، هزاران زندانی مجاهد به دار کشیده شدند.

در میان آنان، کیومرث زهرایی‌مقدم نیز با سربلندی و استواری، بر سر مواضع انقلابی خود ایستاد و به کاروان جاودانگان پیوست.

نامش، درخشان در دفتر آزادی و در یاد یارانش، جاودانه است.

یادش گرامی. 🌹


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر