بررسی اسناد و شواهد تاریخی نشان میدهد که قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، یک اتفاق ناگهانی نبود، بلکه فرآیندی سیستماتیک و از پیش طراحیشده بود که مقدمات اجرایی آن از پاییز و زمستان ۱۳۶۶ تحت عنوان «پروژه تفکیک و طبقهبندی زندانیان» آغاز شد.
خمینی در ۲۸ تیرماه ۱۳۶۷، درست یک روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سرکشیدن «جام زهر»، فرمان آغاز به کار کمیسیونهای مرگ را صادر کرد تا با سرکوب داخلی، تعادل از دست رفته حکومت را پس از شکست در شعارهای جنگی بازگرداند.
پاییز و زمستان ۱۳۶۶؛ آغاز نقشه با پرسشنامههای اجباری
نقطه آغازین این فاجعه به نیمه دوم سال ۱۳۶۶ بازمیگردد. در این دوره، بازجویان با توزیع پرسشنامههای تفصیلی، زندانیانی را که بر موضع عقیدتی خود پافشاری کرده و اتهام خود را «مجاهد» اعلام میکردند، شناسایی و در «لیست مرگ» اولیه قرار دادند. در این میان، جانباختگانی همچون مسعود مقبلی، پیش از اعدام، با مقاومت در برابر این بازجوییها، جان خود را در راه آزادی فدا کردند.
جابهجاییهای مشکوک و تغییر در هرم قضایی
پیش از شروع اعدامها، اقداماتی سازمانیافته برای قطع ارتباط بندها انجام شد:
انتقال هستههای مقاومت: زندانیان مقاوم با احکام طولانی به بندهای امنیتی اوین منتقل شدند.
تغییرات اداری: در ۴ خرداد ۱۳۶۷، اسماعیل شوشتری به ریاست سازمان زندانها منصوب شد تا هماهنگیهای لجستیک، قطع تلفنها و آمادهسازی فیزیکی زندانها را کلید بزند.
شواهد تاریخی: عباراتی مانند «تعیینتکلیف نهایی» که در بهار ۱۳۶۷ توسط دادیاران و حاکمان شرع در زندانهای اوین و تبریز به کار میرفت، اسم رمز پروژهای بود که پیشنویس آن ماهها قبل در اتاقهای دربسته وزارت اطلاعات آماده شده بود.
۲۸ تیر ۱۳۶۷؛ رمز عملیات پس از زهر آتشبس
در ۲۸ تیرماه ۱۳۶۷، بلافاصله پس از اعلام آتشبس، اولین سری از اعدامها با طناب دار و شلیک به زندانیان زیر حکم (مانند غلامرضا کاشانی اقدم) در اوین آغاز شد. این تاریخ، که بعدها توسط نهادهای بینالمللی و سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز به عنوان آغاز کار «کمیسیونهای مرگ» مستند شد، سرآغاز یکی از سیاهترین پروندههای نقض حقوق بشر در تاریخ معاصر ایران است؛ جنایتی سازمانیافته که جامعه جهانی همواره خواهان تحقیقات مستقل و پاسخگویی عاملان آن بوده است.








