۱۳۹۷ اسفند ۳, جمعه

به یاد مجاهد سربدار خدابخش حسین پور


مشخصات مجاهد شهید خدابخش حسین پور
محل تولد: -
شغل: کشاورز
سن: 60
تحصیلات: -
محل شهادت: آستانه اشرفیه
تاریخ شهادت: 1367
محل زندان: سپاه لاهیجان

آقا حسین‌پور گفته بود که آخوندهای رمال تا بن استخوان فاسدند من افتخارمی کنم که در راه اعتقادات مسعود رجوی که اعتقاد من هم است کشته شوم.
پدرحسین پور، آن‌که به همه ما درس مقاومت و پایداری آموخت.
پدرحسین‌پور و دوفرزندش موسی و عیسی حسین‌پور درآبان 64درمنزلشان توسط پاسداران دستگیر شدند. موسی 18ساله وعیسی 16ساله بودند. پدرحسین پور، کشاورزی بود که هیچ سواد ی نداشت. برای اولین باردرآذر 65، او را دربند 2ساختمان جدید زندان سپاه لاهیجان دیدم. او همراه با هرجمله ای که، بیان میکرد می‌خندید. به این جهت بسیار مورد احترام و علاقه همه زندانیان بود. اسمش خداداد بود، اما همه او را «آقا حسین پور» صدا می‌زدند. آقا حسین پور، روحیه بند بود هفته‌یی یک بار، گاهی اوقات دوبار، هواخوری داشتیم همواره ازنفرات اصلی تیم فوتبال بود. می گفت حتی اگر 6نفرهم بودیم باید بازی کنیم. پاسداران می‌خواهند ما زندانیان سیاسی، بپوسیم وخسته شویم، اما باید آنها را مایوس کنیم. اتهام اصلی او پدرشمس الله بودن بود. پاسداران شمس الله را کشته بودند و تمام اعضا ی خانواده، از جمله 2پسرنوجوان و همسر پیراو و تنها دخترش را هم دستگیر کرده بودند. عیسی وموسی درزمره نسل جدیدی بودند که سرکوب عریان را به‌خوبی لمس کرده وبه‌جای درس وتحصیل، راهی مبارزه مبارزه شده بودند. با شهادت برادرشان، شمس الله، انگیزه بیشتری درمبارزه پیدا کردند. موسی می‌گفت که با کشتن شمس توسط پاسداران، احساس وظیفه بیشتری درنبرد با پاسداران حس می‌کنم. بعد ازشهادت شمس، این دوبرادر، بیشترین انگیزه دراستمرار مبارزه را، از پدرشان می‌گرفتند. آقا حسین‌پور می‌گفت: آخوندها تا مغز استخوان فاسد هستند، باید ریشه اینها را برکنیم. می گفت، تاریخ ایران قهرمانی مثل مسعود رجوی ندیده. و هیچ‌کس اینقدر وفادار به مردم نبوده و نیست، من افتخارمی کنم که در راه اعتقادات مسعود رجوی که اعتقاد من هم است کشته شوم. 
ازاین همه ایمان و فدای بیدریغ او مبهوت شده و سرشاراز احترام نسبت به او می‌گشتم. سرانجام دوره امتحان سرنوشت‌ساز برای این خانواده فداکارفرارسید. آقا حسین‌پور گفته بود که آخوندهای رمال تا بن استخوان فاسدند، یک بار در بعد ازظهر بهمن ماه سال 66، به من گفته بود که همین الآن من آماده‌ام مرا ببرند برای اعدام، ترسی ندارم. او قطعا این روز را پیش بینی کرده بود که آن‌قدر آماده بود. او با این روحیه دشمن را غافلگیر کرد. به این ترتیب او نیز به همراه دو فرزندش موسی و عیسی، رهسپار سفری شد که مسیرآیندگان را به سوی جاده آزادی می‌گشود. 
آری درتابستان خونین 67، آنها به نزد شمس الله و دیگریاران سربدار او پرکشیدند. شهیدان قتل‌عام 67 در وجدان تاریخی ملت ایران، سوگند مجسم وفاداری به‌آزادی شدند، و تاریخ ایران را با اسطوره تسلیم‌ناپذیری خود، روشنایی و امید بخشیدند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

🔴خاطرات یک سرباز درباره قتل_عام ۱۳۶۷


🔻در یکی از روزهای داغ مرداد ماه سال ۶۷ که سرباز مشمول وظیفه در يكي از لشگرها بودم. فرمانده مون آمد گفت که مهمون داریم. شب شد و ۲نفر از پاسداران رسمی که به تازگی از شهرهای شمالی گیلان میومدند شروع کردند به صحبت ما هم نشسته بودیم .یکیشون که قبلا محافظ یکی از آخوندها بود شروع کرد به توضیح کشتار. با این مقدمه که بدستورامام ما که در زندانهای رشت بودیم به همه مشمولین مرخصی دادیم و فقط رسمیها موندند. 
🔻بعد همه زندانیها رو سوار چندین کامیون مخصوص حمل زندانیان کردیم و همگی رو به بیابونهای اطراف منجیل حدودا در ۷۰ کیلومتری رشت که محلی نظامی بود و برای عموم رفت و آمد آزاد نبود بردیم. 
🔻اونجا از قبل لودر آماده بود و چاله ها رو کنده بودند. 
زندانیها رو با چشم بند و دست و پای زنجیر بسته داخل چاله پیاده کردیم .تعداد خیلی بود و مجبور شدیم همگی رو به رگبار ببندیم. بعد در حالی که بسیاری از آنها هنوز زنده بودند با لودر روشون خاک ریختیم. سپس دیدیم بعضی ها در حالی که زنده بودند تقلا میکردند از زیر خاک بیرون بیان .که مجبور شدیم با چاقو بجانشان بیافتیم .
🔻این مزدور در حالی که تعریف میکرد من حالم بهم خورد و یادمه یک عرق سرد روی پیشونیم و تمام بدنم را فرا گرفت .اون شب به خودم قول دادم که این جنایتو تا میتونم به همه بگم . بطوری که این جنایت هر کجا بوده توی تاکسی توی محل کار به همکارام و به هر کسی که میشد مدام بازگو میکردم .
🔶انشالله روزی فرا برسه که بر خاک منجیل که بچه ها غریبانه و مظلومانه سلاخی شدند بوسه بر تربت پاکشان بزنیم اینو که مینویسم براتون اشک از چشمام سرازیر شده و همیشه با خودم عهد میکنم که توی این راه ثابت قدم باشم.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ بهمن ۱۸, پنجشنبه

خونها پنهان نمی‌مانند؛ هم‌چنان که جنایت


قتل‌عام تابستان ۶۷ که گاه از آن با تعابیری مانند «قتل‌عام ۶۷» یا «کشتار تابستان ۶۷» یاد می‌شود، بزرگترین کشتار زندانیان سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم نام گرفته است. در این نسل‌کشی، فقط با یک دستخط از خمینی، ۳۰۰۰۰زندانی بی‌دفاع به‌دار آویخته شدند. به‌قول احمد شاملو در شعر «ابراهیم در آتش»، سرنوشت آن ۳۰۰۰۰ را «بتی رقم زد که دیگران می‌پرستیدند؛ بتی که دیگرانش می‌پرستیدند».
آری، تنها جرم آنان این بود که نمی‌خواستند خدایگان کذاب و بزرگ‌بت جاگرفته در حدقهٔ ماه را باور کنند. آنها نمی‌خواستند به حقیقت چشمان خود دروغ بگویند و در برابر جلادی کرنش کنند که به ناحق «امام مستضعفان جهان!» نام گرفته بود.
آنان فقط به جرم دفاع از شرف یک نام حلق‌آویز شدند؛ مجاهد خلق.
اما فجیع‌ترین بعد این قتل‌عام آن است که در اختناق ناشی از سرکوب افسارگسیخته و در سانسور بی‌شکاف، اخبار مربوط به این نسل‌کشی تا سالیان از افکار عمومی مخفی نگاهداشته شد. اجساد حلق‌آویزشدگان با کامیون‌های مخصوص و شبا‌نگاه از زندان به‌طور مستقیم به محل‌های پرت برده شده و در گودال‌های بزرگ و با لودر به خاک سپرده شدند.
قتل‌عام‌کنندگان یعنی سردمداران کنونی رژیم و شکنجه‌گران و پاسداران گوش به فرمان آنان، بر آن بودند از اساس چنین کشتاری را منکر شوند. آنها می‌خواستند هیچ خبری به بیرون از زندان درز نکند. در بسیاری از جاها روی مزار جمعی شهیدان را آسفالت کرده و اقدام به ساختمان‌سازی بر روی آنها کردند اما مگر می‌شد و مگر می‌شود جنایتی به این بزرگی را در تاریخ ایران کتمان کرد؟!
از هنگامی که جنبش دادخواهی خون شهیدان قتل‌عام با فراخوان مریم رجوی اوج تازه‌ای گرفت تاکنون شواهد، اسناد و مدارک زیادی به دست آمده؛ جدیدترین آنها یک پیام تصویری از یک کانون شورشی است.
ما در اینجا این پیام را به نوشتار تبدیل کرده‌ایم.
برای پی بردن به محل‌ خاکسپاری شهیدان قتل‌عام و آدرس‌های اشاره‌شده در متن، دیدن فیلم آن ضروری است.

پیام تصویری کانون شورشی رشت از اشرف
«به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران
سلام و درود می‌فرستیم به شهدای مجاهد خلق.
مردم عزیز ایران!
تصاویری که برای شما ارسال خواهیم کرد حاصل تلاش و تحقیقات گستردهٔ کانون شورشی اشرف در رشت است. ما موفق شدیم با استفاده از شواهد و قرائن و شاهدان عینی، محل خاکسپاری پیکرهای مقدس مجاهدین خلق را در قتل‌عام سال ۶۷ پیدا و برای شما ارسال کنیم.
اینجا گورستان تازه‌آباد رشت است؛ گورستانی نسبتاً بزرگ در میدان جانبازان.
اینجا ۳در دارد، یک در ورودی که همان در اصلی حساب می‌شود و در سمت میدان جانبازان واقع شده، در دیگری که به این منطقه باز می‌شود در سمت پمپ بنزین(سمت راست) قرار دارد و در وسط که دیده نمی‌شود اما در اینجا قرار دارد.
شهردار خبیث رشت پل عابر پیاده را آورده اینجا نصب کرده(جلوی در ورودی وسط). چرا؟ چون اینجا جایی است که مردم نباید از اینجا بروند. دلیلش را عرض می‌کنم تا ببینید چه جنایتی کرده‌اند. این مسیر مستقیم را در نظر داشته باشید و این بنا را ببینید در کجا آمده‌اند نصب کرده‌اند.

چرا این مسیر را کور کرده‌اند؟
در سال ۶۷ رژیم سفاک و خون‌خوار آخوندی ۳۰هزار زندانی سیاسی را قتل‌عام کرد و شهدای رشت را ـ که در قتل‌عام به‌دار آویخته شده‌اند ـ به تازه‌آباد رشت آورد و در این مسیری که داریم می‌رویم، در آن منطقه که با شما آمدیم دفن و پنهان کرد. ما از شاهدان عینی و مدارکی استفاده کرده‌ و به اثبات رسانده‌ایم که پیکرهای مقدس شهدای خلق را در این منطقه دفن کرده‌اند. ببینید مسیر را مستقیم باید بیایید تا انتها. دیوار را می‌بینید اینجا، (منطقهٔ سمت راست)، جایی است که ۲ الی ۳گودال بزرگ کنده‌اند، پیکرهای مقدس شهدای خلق ما را روی هم ریخته و این چاله‌ها را پر کرده‌اند.

شاهدان عینی گفته‌اند که رویش را بتون کرده‌اند و بعد از بتون‌ریزی روی آن خاک و نخاله ریخته‌اند تا آثار این جنایت بزرگ گم شود و کسی بویی نبرد. ولی خوب همه می‌دانند که ماه پشت ابرها پنهان نمی‌ماند و این قضیه لو رفته است. برای این‌که در مجامع بین‌المللی و حقوق‌بشر گرفتار نشوند، آمده‌اند این جا را قطعه‌قطعه قبر درست کردند و فروختند به مردم که مثلاً گم کنند آثار و علائم را. مردم آمدند و خریدند بدون این‌که بدانند اینجا چه خبر است.
...
ببینید اینجاست. تمام قبرهایی که در این منطقه قرار دارند از سال ۷۲ به بعد است... قبل از ۷۲ این منطقه را نفروختند؛ نتوانسته‌اند بفروشند و بعدها دیده‌اند قضیه خراب می‌شود و دارد لو می‌رود این منطقه را قطعه‌قطعه کرده و فروختند به مردم.

مردم ایران!
بدانید شهدای عزیز و گران‌قدر مجاهد خلق در این قطعه آرمیده‌اند و به‌زودی باعثان و بانیان این جنایت به‌شدت مجازات خواهند شد.
ما از شهادت نمی‌هراسیم.
فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما
سلام به شهدای مجاهد خلق».



با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۲۹, پنجشنبه

فردا به نام آنهاست!


وقتي تاريكيهاي يأس و ترديد تاراندِه ميشوند، هميشه تازه ست داستانهاي جسارت در تَقَلّاي مذبوحانة وحشت  و هميشه وَجدْانگيز و سوزانست حكايت سربداران بي شكست, سرفرازاني ماندگار در دل تاريخ كه با تقديم خون خود، منتهاي سِفلِگي و شقاوت حكومتي خونريز و استبدادي زير پرده دين را نمايان ساختند. نقاب از رخ خميني و رژيمش بركندند و در آن هنگامه به صد نوا، بل هزاران نوا، واژه مجاهد خلق را زيبنده عهدي سرخ فام و جاودانه با خلق و خالق ساختند. نامشان پرآواز و يادشان هميشه زنده كه سمبلهاي وفاي به پيمان و ايستادگي تا به آخر شدند؛ و اين حكايت همچنان تا به امروز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت…

فردا به نام آنهاست!
تا آخرش ميايستيم
فشرده يي از تاريخ رنج و خون
بلنداي قامت عزم يك خلق براي سرنگوني
پژواك فدا و ايثار در راه آزادي

مسعود رجوی: ما همچنان افتخار ميكنيم كه …گفتيم سرنگوني، پاش خواهيم ايستاد، همچنان كه گفتيم سرنگوني، سرنگوني!

مجاهد شهید منيره رجوي – سمبل زادگان شرف و وفاي به عهد
اينها مي خواهند انسانيت را نابود كنند و بايد با همين هم جنگيد. من خواهر مسعودم، از من انتظار بيشتري است.

نگاهشان به كلام افق دوخته شده بود كه اين چنين بي پروا بر فراز دارها به خروش آمدند. انگشتانشان كدام زمان را نشان رفته بود كه خود را اينچنين  پايدار و جاودان يافتند؟ خاوران در بطن خود چه رازي را نگاه داشته كه هرگز از فرياد دست برنداشته است؟


مجاهد شهید مهران بي غم- جاودانه، چون رودي در بستر زمان 
هر مرحله نو با خود دشواريهاي متنوع و متفاوتي دارد، چه در شكل و چه در ماهيت، تمام دشواريها مقابل انسانهاي آگاه و قوي در هم مي شكند و نابود ميشود. بنابراين… آگاه باش و با اراده، همين!

مجاهد شهید زهرا بيژن يار – دريا دل و بيدار
اين را فهميدم كه ظالمان تاريخ، از زمان آدم و حوا تا به امروز، حتي اگر اعضاي بدن مسلماني را قطعه قطعه كنند حيات را تا زماني كه در ايمان به خدا ثابت باشند از آنها نمي گيرند. اين رمز مقاومت و ايثار همه مسلمانان در گوشه و كنار اين جهان ميباشد.






مجاهد شهید محمود حسني- شعله يي سركش و خاموشي ناپذير 
وقتي گذشتي از سيم خار دار
از ديوار بلند
از ياد مبر شقايقهاي سرخي را كه زير تازيانة باد سر خم نكردند
مرغان عشقي كه هر گز براي صياد نخواندند
از ياد مبر
شعله هاي سركشي را كه در شبهايِ سردِ اوين خاموش گشتند.

«شب ايستاده بود به انكار 67
در انتهاي مشرقِ خونبار 67
خورشيدواره هاي زميني نمرده اند
تا زنده هست آتش تبدار 67، بايد سكوتِ سنگي سي ساله را شكست، با همتي سترگ، سزاوار 67»


مجاهد شهید سكينه دلفي – شكست ناپذير و برنده چون الماس 
ما انتخاب كرده ايم همه چيز را فداي اين مردم كنيم. اين وظيفه مجاهد خلق است… مجاهد را آفريده اند كه سختي بكشد. اگر در مسير مبارزه سختي نبود بدان كه آن مسير حق نيست. بهاي بدست آوردن پيروزي و آزادي… نهايت فدا و گذشتن از همه چيز است.


مجاهد شهید احمد سيديان: شيري كه تا آخرين نفس غريد 
اگر موفق شوم كه به عهد خودم وفا كنم و در اين راه شهيد شدم، از قول من به مريم و مسعود سلام برسان و بگو كه تا آخرين نفس در راه آنها استوار خواهم ماند. 








مسعود رجوی: سرسخت و سرفراز بر چوبه هاي دار و تيركهاي اعدام و تختهاي شكنجه، زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست، پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست… زلف آشفته خوي كرده و خندان لب و مست، پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست

همه چيز را
با نام شما آغاز خواهيم كرد
قهرمانان!
سرودهايمان؛
و ترانه‌هاي كودكانمان را
مارشهاي ارتش مردم را
در سالروز پيروزي!

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۲۳, جمعه

من نبودم...


سؤال این است که چه خبر شده؟ چرا وسط زوزه‌های ضداستکباری‌ و جلادی چون رئیسی می‌گوید مجاهدین ۱۷هزار پاسدار کشتند و «امام» زندانیانشان را کشت و من نکشتم!
رئیسی می‌گوید فرق دادستان و قاضی را می‌داند اما نمی‌گوید در جریان قتل‌عام ۶۷ دادگاهی در کار نبود، جرمی و اتهامی نبود، نه قاضی بود نه محیطی شبیه دادگاه و... حتی کیفرخواستی هم نبود. آنچه بود کینه بود و شقاوت و کشتار؛ آئینه بود و نجابت و سینه‌های رازدار.
حتی علی رازینی که بعد از کشتار زندانیان در مشهد کرسی لاجوردی را کسب کرد این‌قدر می‌فهمد که خودش را کنار بکشد و بگوید من نبودم امام بود.
آخوند جلاد ابراهیم رئیسی روز یکشنبه ۱۸آذر در دانشگاه موسوم به بهشتی لابه‌لای روضهٔ مشکلات دولت و درد بی‌تدبیری و یأس و فقدان انسجام، در برابر دانشجویانی که او را به‌خاطر قتل‌عام زندانیان مجاهد در سال ۶۷ سؤال پیچ کرده بودند گفت:
«برخی می‌خواستند با بنده تسویه‌حساب کنند در صورتی که به حکم امام که مراجعه کنید نامی از من برده نشده است. آن زمان من معاون دادستان بودم. اما از زمانی که در دستگاه قضایی آمدم پیگیر حقوق مردم بودم و با چپاول‌گران اقتصادی برخورد کردم. برخی حرف‌ها در ایام انتخابات از سوی کسانی مطرح شد که خود را حقوقدان می‌دانند ولی فرق معاون دادستان و قاضی را نمی‌دانند».(خبرگزاری جمهوری اسلامی ـ ۱۸آذر ۹۷)
در این پاراگراف ۶۹کلمه‌ای دهها دروغ و تحریف و اعتراف بزرگ نهفته است.
رئیسی می‌گوید من نبودم و فراموش می‌کند روزی را که یکی از پادوهایش به نام آخوند یاسر موسوی ـ در جریان انتخابات ـ در حضورش ضمن اعتراف به نقش فعال رئیسی در قتل‌عام زندانیان با صدای بلند گفت:
«این شخصیت بزرگواری که اینجا ایستاده، سید محرومان، افتخارشون این هستش که منافقین این ملت رو اعدام کرده...».
و آخوند رازینی در پاسخ به خبرنگار سایت حکومتی تسنیم در مردادماه سال ۹۶ هنگامی که نظرش را در مورد قتل‌عام ۶۷ پرسید گفت: «مسئولان دخیل در این قضیه آقایان نیری، رئیسی، ری‌شهری، اشراقی، پورمحمدی بودند که از آنها باید سؤال شود. زیرا ما در متن قضیه نبودیم».

رئیسی می‌گوید من آن زمان معاون دادستان بودم در حالی که آن زمان جانشین دادستان بود. دادستان تهران چندین معاونت داشت اما فقط یک جانشین داشت که می‌توانست جای دادستان و در کنار او در هیأت مرگ بنشیند. او مدعی است که فرق دادستان و قاضی را می‌داند اما نمی‌گوید در جریان کشتار وحشیانه زندانیان بی‌گناه سیاسی در سال ۶۷ دادگاهی در کار نبود، جرمی و اتهامی نبود، نه قاضی بود نه محیطی شبیه دادگاه و... حتی کیفرخواستی هم نبود. آنچه بود در یک سو کینه بود و شقاوت و کشتار؛ و در سوی دیگر آئینه بود و نجابت و سینه‌های رازدار.

خمینی گفت:
«کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند... رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید...».
می‌گوید هر کس عقیده‌اش هنوز همان است که به‌خاطرش محکوم به چند سال حبس شده بود باید اعدام شود. رحم بر این افراد که قبلاً به حبس محکوم شده بودند ساده‌اندیشی‌ است و با خشم و کینه و وحشیگری رضایت خداوند را به دست بیاورید. این حکم وحشیانه‌تر از احکام کشتار سایر جنایتکاران و سنگ‌دلانه‌تر از فرمان قتل‌عام شاهان ستمگر و هزاران شیخ و شحنه‌های حیله‌گر است.
بی‌دلیل نبود که جانشین و قائم‌مقامش هم نتوانست تحمل کند و با صراحت آن را قتل‌عام و بزرگترین جنایت خواند و تأکید کرد تاریخ ما را به‌خاطر این قتل‌عام محکوم خواهد کرد.
اما سؤال این است که چه خبر شده؟ چرا وسط زوزه‌های ضداستکباری‌ و ناله‌های یأس و اتحاد، جلادی چون رئیسی می‌گوید مجاهدین ۱۷هزار پاسدار کشتند و «امام» زندانیانشان را کشت و خلاصه این‌که مدال افتخار کشتار مجاهدین را باید به خمینی داد و من نکشتم!
چرا این حرفها را در حضور دانشجویان و در روز دانشجو می‌گوید؟
از چه می‌ترسد؟ مگر همین شیخ و آن یکی‌ پورمحمدی به کشتار زندانیان مجاهد افتخار نمی‌کردند؟ چه اتفاقی افتاده؟
در همین روز پاسدار دیگری از تبار کشتی‌شکستگانی که در سودای باد شرطه اصلاحات و دیدار ولایت سوخته‌اند، نوشت:
«رئیسی به اعدام زندانیان قبلاً محاکمه‌شده در سال ۶۷ افتخار می‌کند...به‌جای افتخار به محاکمات مفتضح ۶۷ از ملت ایران پوزش بخواهید!».(تاج‌زاده ـ ۱۸آذر)
یک چیز برای ابراهیم رئیسی و مصطفی تاج‌زاده روشن است.
خون آن ۳۰هزار در زمین خاوران جاری شد؛ در خیابان جوشید و در جنبش دادخواهی گل داد. گل داد و مژده داد که زمستان شکست و رفت.


خونی که در زمین خاوران رویید و در خیابان گل داد
این را در شعارهای کارگران و خواسته‌های جوانان و دانشجویان می‌شود دید. ترس جلاد هم از همین است. می‌داند همین دانشجویان فردا در کف خیابان به دادخواهی نشسته و پرچم سرنگونی فاشیست مذهبی را بلند خواهند کرد.

زمستان ۹۶ آخوند ناطق نوری ضمن اعتراف به این‌که در یکی دو سال گذشته جنبش دادخواهی امان از روزگارشان درآورده و نسل امروز گلویشان را فشرده‌اند، در پاسخ به سازندگان نمایش «قائم‌مقام» گفت:

«نسل امروز که نسل چهارم انقلاب هست، اینها نمی‌دانند که منافقین چه کردن اصلاً جنایات اینها و اینها. بالاخره نوه‌های ما، نوه‌های نسل اولی‌ها، دومی‌ها اینها می‌آیند میگن خوب شما یک اشاره لطیفی داشتید اما آن کم است خیلی لطیف است ماها که تو کار بودیم می‌توانیم بفهمیم چی می‌گفتید و آن این هستش که اینها مگر دستگیر نشدن توسط شما، مگر محاکمه‌شون نکردید، خوب مگر زندانشون نکردید، محکومین‌تون، محکوم به زندان بودن، رفتن زندان، چرا بعدش اسیرهای دست خودتون رو اعدام کردید؟ این نسل جدید این سؤاله براش کف خیابان و دانشگاهها که شما هستید این سؤال رو می‌کنند...».

آن روز منتظری گفت این‌گونه قتل‌عام در آینده به نفع مجاهدین است چون مظلومیت، جسارت و حقانیت آنان را اثبات می‌کند و جنایت حاکمان را نمایش می‌دهد. به نفع آنان است چون نیروی بی‌آزار و بی‌نیاز جوان را به انرژیهایی سرشار و برانداز تبدیل می‌کند. او ۲۴مرداد ۶۷ خطاب به هیأت مرگ گفت:

«این‌گونه قتل‌عام بدون محاکمه آن هم نسبت به زندانی و اسیر(اسیر شماست دیگه) قطعاً در درازمدت به نفع آنهاست و دنیا ما را محکوم می‌کند و آنان را بیشتر به مبارزه مسلحانه تشویق می‌کند. مبارزه با فکر و ایده از طریق کشتن غلط است».

حتی علی رازینی، آخوند خرفتی که بعد از کشتار زندانیان در مشهد توانست کرسی لاجوردی را ـ تابستان ۶۳ ـ در تهران اشغال کند این‌قدر می‌فهمد که خودش را کنار بکشد و بگوید من نبودم امام بود. رازینی که در زمان قتل‌عام ۶۷ مسئولیت کشتار جوانانی که در مناطق مرزی مشکوک به هواداری از مجاهدین بودند را داشت در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفت:

مسئولان دخیل در این قضیه آقایان نیری، رئیسی، ری‌شهری، اشراقی، پورمحمدی بودند که از آنها باید سؤال شود..».(خبرگزاری حکومتی فارس ـ ۴تیر ۹۶)

چند ماه پس از شعله‌ور شدن مشعل دادخواهی ـ ششم شهریور ۹۵ ـ پاسدار علی مطهری ضمن نامه‌ای به پورمحمدی، پتهٔ رئیسی و رازینی هم بیرون ریخت و نوشت:

«جناب عالی که همراه آقایان رئیسی، نیّری و رازینی در متن این قضیه بودید باید ضمن توضیح ماجرا، یا می‌فرمودید این شایعات به هیچ‌وجه صحت ندارد و یا می‌فرمودید ممکن است قصورهایی هم صورت گرفته باشد که در صورت اثبات از خانواده‌های آنها عذرخواهی و جبران خسارت خواهد شد».

با این حساب می‌بینیم که علت من نبودم امام بود چیزی نیست جز وحشت از خشم فزاینده و سیل خروشانی که می‌رود تا آخرین سنگرهای جنایت و جنایتکاران را درنوردد.

جلاد خوب می‌داند مردم ایران نه قتل‌عام زندانیان سیاسی را فراموش می‌کنند و نه هرگز می‌بخشند.

روزگار کتمان خون و پنهان کردن جنایت سر آمده و من نبودم دستم بود تقصیر آستین [امام] م بود هم دیگر فایده ندارد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

قتل عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، مصاحبه علی صفوی با «صدای آزادی»


علی صفوی عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت طی مصاحبه‌یی با « صدای آزادی» درباره گوشه‌هایی از جنایتهای سازمان‌یافته در رژیم حاکم بر ایران صحبت کرد. وی درباره قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷و دلایل آن گفت: درا ین قتل‌عام کمیسیون سه نفره مرگ قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.

صدای آزادی در مورد سی امین سالگرد قتل‌عام هزاران نفر در ایران در سال ۱۹۸۸از علی صفوی خواست تا دلایل این قتل‌عام را تشریح کند.

علی صفوی ، ضمن تشکر از اجرای این برنامه که افشا کننده جنایتهای وحشتناک رژیم ایران علیه بشریت است پاسخ داد:

۳۰هزار نفر قتل‌عام شدند. اگر به‌خاطر داشته باشید در سال ۱۹۸۸بعد از یک جنگ نابود کننده و بیرحمانه میان ایران و عراق وجود داشت. در آنزمان رهبر عالی وقت ایران، خمینی بود که برای ۶سال به این جنگ ادامه داد، آنهم بعد از این‌که عراق از مرزهای ایران به مرزهای بین‌المللی عقب‌نشینی کرده بود و گفت که آماده یک راه‌حل مسالمت‌آمیز است ولی خمینی آن‌را نپذیرفت و علاوه بر آن چندین قطعنامه شورای امنیت از جمله قطعنامه ۵۹۸که خواستار آتش‌بس بود را رد کرد.

علی صفوی در تشریح یکی از دلایل این قتل‌عام به قدرت طلبیهای رژیم خمینی اشاره کرد و گفت: خمینی برای تحکیم قدرت به جنگ نیاز داشت و با شعار آزادی قدس از طریق کربلا به جنگ ادامه داد.

او افزود، در سال ۱۹۸۸رژیم خمینی در موقعیتی نبود که بتواند به جنگ ادامه دهد در نتیجه خمینی برخلاف مواضع پیشین خود که گفته بود تا آخرین خانه‌ای که در ایران سالم است جنگ را ادامه خواهد داد، تصمیم گرفت که آتش‌بس را بپذیرد و با زبان خود گفت جام‌زهر آتش‌بس را سرکشیده است. لذا این موضوع واکنش‌هایی را درپی داشت زیرا یک میلیون ایرانی جان خود را در این جنگ از دست داده بودند و بسیاری افراد جوان و دانش‌آموزان برای پاکسازی میادین مین مورد استفاده قرار گرفته بودند.

خمینی حدود ۴۵۰۰۰دانش‌آموز را به جبهه‌های جنگ برای پاکسازی میادین مین، بعنوان مین‌روب فرستاد که هیچگاه بازنگشتند. ۳۰۰۰شهر و روستای ایران نابود شدند و توسط رژیم ایران یک تریلیون دلار خسارت اقتصادی تحمیل شد فقط به‌خاطر آن که خمینی می‌خواست این جنگ ادامه پیدا کند تا او در قدرت بماند.

برای همین برای مقابله با واکنشهای مردم ایران در مورد دلایل این جنگ، خمینی و وزارت اطلاعات و قوه قضاییه آن تصمیم گرفتند تمامی زندانیان سیاسی را از بین ببرند و مهمترین نکته‌ای که باید به‌خاطر داشت این بود که اکثریت این زندانیان حدود ۹۵درصد آنان به اپوزیسیون اصلی ایران یعنی مجاهدین خلق ایران تعلق داشتند که در آمریکا به‌نام ام. ای.کی شناخته می‌شود.

آنها کسانی بودند که حکم داشتند ولی هیچ‌کدام حکم اعدام نگرفته بودند. بعضی از آنها در حال گذراندن دوره زندان خود بودند که البته در دادگاه‌های سرپایی و بدون حضور هیچ وکیلی محکوم شده بودند بدون این‌که پروسه قانونی را طی کرده باشند. برخی حتی دوران محکومیتشان تمام شده بود ولی خمینی یک فتوا یا یک فرمان مذهبی صادر کرد و گفت هر کسی که در موضع حمایت خود از سازمان مجاهدین خلق ایستاده باشد باید اعدام شود و گفت هر چه سریع‌تر این کار انجام شود و هیچ نرمشی در کار نباشد.

لذا آنچه اتفاق افتاد این بود آنها یک کمیسیون به‌اصطلاح عفو تشکیل دادند که در واقع کمیسیون مرگ بود. این کمیسیون که متشکل از یک نماینده از قوه قضاییه، یک نماینده از طرف زندان و دفتر دادستانی و یک نماینده از طرف وزارت اطلاعات بود قربانی را احضار می‌کرد و از او یک سؤال ساده می‌پرسید،‌آیا شما عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستید؟ اگر آنها می‌گفتند بله، حلق‌آویز می‌شدند.

۳۰هزار زندانی از  زندانهای ایران در عرض چند ماه اعدام شدند و البته  این داستان مخفی باقی ماند و تعداد معدودی در مورد آن اطلاع داشتند.

آیت‌الله حسین علی منتظری جانشین تعیین شده خمینی، که چند سال پیش درگذشت به این کشتارها اعتراض کرد و به خمینی نوشت« مردم به این کشتارها به‌عنوان بزرگترین جنایاتی که تحت حکومت جمهوری اسلامی انجام شده نگاه می‌کنند و خمینی را به‌عنوان فردی جنایتکار و وحشی خواهند دید ». به همین دلیل خمینی او را از موضع جانشین تعیین شده برکنار کرد.

چندین سال پیش یک نوار صوتی از ملاقاتی که منتطری با اعضای این کمیسیون مرگ داشت توسط پسر او منتشر شد. عده‌یی آن‌را به جعبه سیاه هواپیماهای سقوط کرده تشبیه کردند. اعضای این کمیسیون مرگ در مورد این‌که چگونه تمامی این افراد را اعدام کرده بودند صحبت می‌کردند و از منتظری برای اعدام ۲۰۰نفر دیگر اجازه می‌خواستند که البته او به آنها اجازه این کار را نداد و گفت شما نوجوانان ۱۵ساله و زنان باردار را اعدام کرده‌اید. هیچ‌کدام آنها مستحق مرگ نبوده‌اند و تاریخ در این موضوع از شما به بدی قضاوت خواهد کرد.

علی صفوی در ارتباط با اقدامات مقاومت ایران در این رابطه ادامه می دهد: روشن است که چندین سال پیش  یک کارزار مهم توسط خانم مریم رجوی رهبر اپوزیسیون ایران شروع شد که نام آن « عدالت برای قربانیان» بود و تلاشهای بسیاری در این باره انجام شد.

سال گذشته دفتر ما در واشنگتن کتابی تحت عنوان «ایران یا حکومت قاتلان» منتشر کرد که مقالات بسیاری در این باره در آن نوشته شده است. ما با نماینده ویژه ملل ‌متحد برای حقوق‌بشر در ایران صحبت کردیم و از او خواسته‌ایم که این موضوع را در سازمان ملل مطرح کند. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل نیز در این باره صحبت کرد.

این یکی از داستانهای ناگفته بعد از جنگ جهانی دوم و احتمالاً بزرگترین جنایت علیه بشریت باشد که بعد از جنگ جهانی دوم رژیمی مرتکب آن شده باشد.

البته مسببین این جنایت بدون مجازات مانده‌اند. هیچکس نمی‌داند این زندانیان کجا دفن شده‌اند و بسیاری گورهای جمعی وجود دارد که خانواده‌ها می‌گویند متعلق به عزیزانشان است. هر چند که سازمان مجاهدین خلق ایران نیروی ویژه‌یی را برای دستیابی به خانواده‌ها تشکیل داده و قرار است طی ماههای آینده کتابی با ۵۰۰۰نام و عکسهای آنها منتشر شود، ولی تعداد آنها ۶برابر رقمی است که عفو بین‌الملل اعلام کرده است.

علی صفوی در قسمت دیگری از مصاحبه‌اش با «صدای آزادی» به‌علت مسکوت گذاشته شدن این جنایتها توسط جامعه جهانی اشاره کرد و گفت:

جای تأسف است که به‌خصوص کشورهای اروپایی و پیش از آنها دولت کلینتون و  اوباما در تلاش برای تعامل با رژیم ایران دست به مماشات‌ زده به این رژیم امتیاز دادند و چشمان خود را به این جنایتها بستند، در نتیجه آخوندها فکر کردند می‌توانند این افراد  را با داشتن مصونیت اعدام کنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آذر ۱۴, چهارشنبه

مقامهای رژیم ایران هم‌چنان در حال ارتکاب جنایت علیه بشریت هستند


گزارش عفو بین الملل از قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ دوازدهم آذر ۹۷
• ناپدید کردن قهری و اعدام هزاران مخالف سیاسی طی روندی فراقضایی در زندانها در تابستان ۱۳۶۷
• تلاش مستمر حکومت ایران برای انکار و تحریف حقیقت و ادامه آزار و بدرفتاری با خانواده‌های قربانیان
• ضرورت انجام تحقیقات مستقل توسط سازمان ملل درباره‌ٔ ارتکاب جنایت علیه بشریت توسط مقامات ایرانی
• اعلام اسامی برخی از مقامهای بلندپایه که متهم به مشارکت در کشتارهای تابستان ۱۳۶۷هستند

سازمان عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه ۱۲آذر با انتشار گزارشی درباره قتل‌عام سال ۶۷اعلام کرد مقامهای رژیم ایران با پنهان نگه‌داشتن سرنوشت و محل دفن هزاران زندانی سیاسی که ۳۰سال قبل به‌صورت قهری ناپدید شده و در زندانها اعدام شدند، هم‌چنان در حال ارتکاب جنایت علیه بشریت هستند.
این سازمان در گزارشی با عنوان «اسرار به خون آغشته: چرا کشتار۶۷جنایت ادامه‌دار علیه بشریت است؟» که در ۲۰۰صفحه منتشر شده است، از سازمان ملل خواسته است تحقیقاتی مستقل درباره این اعدامهای فراقضایی، به‌عنوان جرایمی که به مدت سه دهه بدون مجازات مانده‌اند، انجام دهد. اعدام فراقضایی به‌قتل‌ عامدانه افراد به دستور مقامات دولتی و بدون طی شدن مراحل قضایی گفته می‌شود. در بخشی از گزارش خلاصه عفو بین‌الملل درباره «اسرار به خون آغشته» آمده است:

مقامات رژیم ایران هم‌چنان به‌جنایت علیه بشریت ادامه می‌دهند
فیلیپ لوتر، مدیر تحقیقات بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی عفو بین‌الملل، گفت: «این گزارش سیاست‌های انکار و تحریفی که مسئولان حکومتی در ایران برای سه دهه در رابطه با کشتار ۶۷در عرصه داخلی و بین‌المللی پیش برده‌اند را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که آنها چگونه سعی داشته‌اند این حقیقت را که در ظرف چند هفته در تابستان ۱۳۶۷هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی را قهرا ناپدید کرده و طور سازمان‌یافته کشتند، از اذهان عمومی پنهان کنند».
او افزود: «این‌که مقامات و مسئولان حکومتی ایران تا به امروز از به‌رسمیت شناختن این کشتار گسترده امتناع می‌کنند و از اطلاع‌رسانی به بستگان قربانیان درباره زمان، نحوه و علت اعدام عزیزانشان و شناسایی و استرداد اجساد آنان سر باز می‌زنند، به این معنا است که جرم "ناپدید کردن قهری" قربانیان هم‌چنان ادامه دارد. رنج و عذابی که مقامات با این اقدامات به خانواده‌های کشته شدگان تحمیل کرده‌اند در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی و ترذیلی است. تا زمانی که مقامات ایران از خود شفافیت نشان ندهند و به شکل علنی سرنوشت و محل دفن قربانیان را افشا نکنند، هم‌چنان به ارتکاب " جنایت علیه بشریت" ادامه می‌دهند»

منصبهای کلیدی در دست مرتکبین قتل عام
عفوبین‌الملل سپس در قسمت از معرفی خلاصه خود از گزارش «اسرار به خون آغشته» آورده است: «در سی سال گذشته، خانواده‌های قربانیان از حق خود برای خاکسپاری عزیزانشان و برگزاری مراسم سوگواری برای آنان محروم مانده‌اند.
گروهی از این خانواده‌ها که جسورانه درصدد حقیقت‌یابی و عدالتخواهی برآمده‌اند با آزارهای بی‌وقفه، ارعاب، بازداشت خودسرانه، حبس و همچنین شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه مواجه شده‌اند. تخریب و بیحرمتی به گورهای دسته‌جمعی قربانیان نیز درد و رنج بیشتری برای خانواده‌ها و بازماندگان به بار آورده است. در همین حال، افرادی که مسئول ارتکاب این جنایات علیه بشریت بوده‌اند از محکمه‌ٔ عدالت گریخته و در برخی موارد، هم‌چنان منصب‌های مهم و کلیدی را در کشور در اختیار دارند».
گزارش عفو بین‌الملل با یادآوری اظهارات مقامات رژیم در تأیید قتل‌عام سال۶۷ که به‌دنبال افشای نوار منتظری صورت گرفت اضافه می‌کند: «این جنایت از سوی مقامات بلندپایه کشور مورد تحسین واقع شده و عاملان و آمران آن به‌عنوان قهرمان ملی مورد تجلیل مقامات رژیم ایران قرار گرفته‌اند».

منابع و مدارک گزارش «اسرار به خون آغشته»
عفوبین‌الملل توضیح داده است که برای تنظیم گزارش «اسرار به خون آغشته»، شهادت‌نامه‌ٔ بیش از صد نفر از اعضای خانواده‌های قربانیان و شاهدان قتل‌عام سال۶۷ را گردآوری کرده و صدها سند ثبت شده در بایگانی‌های تاریخی این سازمان، گزارشها، خاطرات و سایر یادداشتهای شاهدان و گروه‌های حقوق‌بشری ایرانی، بیانیه‌های سازمان ملل و اظهارات مقامات ایرانی را مورد بررسی قرار داده است. این سازمان همچنین فهرستهای موجود از اسامی هزاران قربانی را با هم مطابقت داده و گواهی فوت قربانیان را مورد بررسی قرار داده است. عفو بین‌الملل تأکید می‌کند مقامات ایران در بسیاری از موارد به شکل فریبکارانه علت مرگ اعدام شدگان را مشخص نکرده و یا آن را به «دلائل طبیعی» نسبت داده‌اند.

شناسایی دست کم ۳۲ شهر به‌عنوان محل وقوع جنایت سال ۶۷
عفو بین‌الملل در مورد ابعاد و پراکندگی جغرافیایی قتل‌عام سال ۶۷در ایران گزارش می‌نویسد دست کم ۳۲شهر در نقاط مختلف کشور را به‌عنوان محل وقوع این جنایتهای فجیع شناسایی کرده است.

شرح خلاصه رخدادهای ۶۷
گزارش عفوبین‌الملل شرح می‌دهد که چگونه، در اوایل مرداد ۱۳۶۷مقامات رژیم ایران بدون ارائه هیچ توضیحی، فعالیتهای معمول در زندانهای سراسر کشور را به‌حال تعلیق درآورده و ملاقاتهای خانواده‌ها با زندانیان را قطع کردند تا مقدمات قتل‌عام زندانیان را فراهم کند.
عفو بین‌الملل اضافه می‌کند:‌ « این اعدامها بر اساس دست‌کم یک فتوای محرمانه خمینی صورت گرفت.
گزارش عفو بین‌الملل می‌افزاید:‌ «در سراسر ایران، مقامات زندانیان را از بندهای خود خارج کرده و با چشمبند نزد کمیته‌هایی متشکل از حاکمان شرع، مقامات دادستانی، مأموران اطلاعات و مسئولان امور زندانها بردند. این «هیأتهای مرگ» کمترین شباهتی به دادگاه نداشتند و روال کارشان به‌غایت کوتاه، سلیقه‌یی و خودسرانه بود. زندانیان، در هیچ مرحله‌یی امکان استیناف و درخواست اعاده دادرسی نداشتند.. از زندانیان پرسیده می‌شد که آیا حاضر به ابراز ندامت از عقاید سیاسی خود، محکوم کردن علنی گروه سیاسی که به آن تعلق داشتند و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی هستند یا خیر. برخی با سؤالات سنگدلانه‌یی از این قبیل که آیا حاضر هستند با راه رفتن در میدانهای مین به نیروهای نظامی کشور کمک کنند، یا در جوخه‌های اعدام شرکت کنند، مواجه شدند. به زندانیان هرگز گفته نشده بود که پاسخ‌هایشان می‌تواند به مرگ منتهی شود. بعضی از آنان تصور می‌کردند که به «کمیته عفو» احضار شده‌اند. اغلب قربانیان تنها دقایقی قبل از این‌که در برابر جوخه مرگ بایستند یا طناب دار به گردنشان آویخته شود متوجه می‌شدند که قرار است اعدام شوند.

اکثر قربانیان در حال گذراندن احکام حبسی بودند که سالها قبل صادر شده بود. برخی از قربانیان سالها بدون برگزاری محاکمه در حبس به‌سر برده بودند و بعضی دیگر دوره محکومیتشان را سپری کرده و قرار بود به‌زودی از زندان آزاد شوند. اکثریت قریب به اتفاق قربانیان به‌دلیل عقاید سیاسی و فعالیتهای صلح‌آمیزی چون پخش کردن نشریه و شرکت در تظاهرات به زندان افتاده بودند. اکثر قربانیان وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. اما صدها زندانی وابسته به سازمانهای چپگرا و گروه‌های مخالف کُرد هم در میان اعدام شدگان بودند.

اسامی برخی از عاملان قتل عام که عفو بین‌المللی شناسایی کرده است
سازمان عفو بین‌الملل در ادامه می‌افزاید:‌ بسیاری از مسئولانی که در «هیأتهای مرگ» در سال ۱۳۶۷عضویت داشتند به منصبهای مهم و کلیدی در ایران رسیده‌اند و در بسیاری از موارد هم‌چنان این منصبها را در اختیار دارند. به‌طور مشخص، گزارش عفو بین‌الملل با استناد به شواهد موجود از مسئولان زیر به‌عنوان اعضای «هیأتهای مرگ» نام آورده است:
علیرضا آوایی، وزیر فعلی دادگستری، که در سال ۱۳۶۷مسئولیت مشارکت در «هیأت مرگ» دزفول را به‌عنوان دادستان آن شهر برعهده داشت.
حسینعلی نیری، که به‌عنوان حاکم شرع در «هیأت مرگ» تهران حضور داشت و در حال حاضر ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات را برعهده‌ دارد.
ابراهیم رئیسی، معاون دادستان کل تهران در سال ۱۳۶۷ و یکی دیگر از اعضای «هیأت مرگ» در این شهر که در سال ۱۳۹۶نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد. او مشاغل بلندمرتبه متعدد دیگری را برعهده داشته و در فاصله سالهای ۱۳۹۳و ۱۳۹۵دادستان کل کشور بوده است.
مصطفی پورمحمدی، که در سالهای ۱۳۹۲-۱۳۹۶ وزیر دادگستری کشور بود، نمایندگی وزارت اطلاعات در «هیأت مرگ» تهران را برعهده داشت. مصطفی پورمحمدی طی اظهاراتی در شهریور ۱۳۹۵ با مباهات از نقش خود در این اعدامها یاد کرد و گفت: «ما افتخار می‌کنیم که دستور خدا را در رابطه با منافقین (اعضای سازمان مجاهدین خلق) اجرا کردیم. او در ادامه اعلام کرد در تمام این سالها یک شب هم به‌خاطر این کشتارها بیخوابی نکشیده است.
محمدحسین احمدی، که در «هیأت مرگ» شهرهای استان خوزستان عضویت داشت و در حال حاضر عضو مجلس خبرگان است.

اعتراف سران حکومتی به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷
عفو بین‌الملل در قسمت دیگری ار معرفی نامه گزارش «اسرار آغشته به خون» می‌نویسد: مقامهای بلندپایه رژیم ایران به تحسین وقایع سال ۱۳۶۷پرداخته، این تصفیه و پاکسازی خونین مخالفان سیاسی را مورد تجلیل قرار داده و عاملان و آمران آن را شایسته دریافت «مدال افتخار» دانسته‌اند. این اظهارات، در پی سه دهه تلاش طراحی شده مسئولان در جهت انتشار اطلاعات نادرست برای کوچک نشان‌دادن ابعاد این کشتار و انسانیت زدایی از قربانیان به‌عنوان «معدودی تروریست» بیان شده‌اند.

لزوم یک اقدام بین المللی برای محاکمه آمران و عاملان قتل عام سال ۶۷
سازمان ملل و جامعه بین‌المللی در حق خانواده‌های قربانیان و بازماندگان این کشتار به‌شدت قصور ورزیده‌اند. قصور مجمع عمومی سازمان ملل در ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل، دست مقامات حکومت ایران را باز گذاشت تا به انکار حقیقت و تحمیل شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه و غیرانسانی بر خانواده‌های قربانیان ادامه دهند.
فیلیپ لوتر مدیر تحقیقات بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی عفو بین‌الملل گفت: قصور اسفبار سازمان ملل و جامعه بین‌المللی در پیگیری حقیقت و اجرای عدالت در مورد جنایتهای فجیعی که مسئولان حکومتی ایران مرتکب شده‌اند، عواقب فاجعه‌باری نه فقط برای بازماندگان و خانواده‌های قربانیان بلکه برای حکومت قانون و رعایت حقوق‌بشر در کل کشور داشته است. عاملان و آمران نباید بیش از این اجازه پیدا کنند که خود را از پاسخگویی در قبال جنایاتی که علیه بشریت مرتکب می‌شوند، مصون نگه دارند. او افزود: با توجه به عدم وجود هر گونه چشم‌انداز برای دسترسی خانواده‌های قربانیان و شاهدان به عدالت از طریق نهادهای داخلی در کشور، اقدام از سوی سازمان ملل برای ایجاد یک سازو کار بین‌المللی مستقل، بیطرفانه و مؤثر برای مجازات کردن مسئولان این جنایتهای نفرت‌انگیز، اهمیت حیاتی‌تر پیدا می‌کند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید