محل تولد: هشتپر طوالش
سن: ۳۰
تحصیلات: دیپلم
محل شهادت: گوهردشت کرج
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
حسین عباسی در سال ۱۳۳۷ در هشتپر طوالش به دنیا آمد. دوران ابتدایی و متوسطه را در همان شهر گذراند. در دوران دبیرستان با مسائل ساسی آشنا شد. بعد از احذ دیپلم به سربازی رفت. در سال ۵۶ که در پادگان سنندج در حاد گذراندن دوران سربازیاش بود با دو نفر از سربازان دیگر که از سازمان چریکهای فدایی خلق بودند آشنا شد و کم کم در ارتباط با آنها وارد فعالیتهای سیاسی علیه شاه خائن گردید. بعد از این که دو سرباز عضو چریکهای فدای خلق اقدام به آتش زدن خودروی فرمانده پایگاه کرده و فرار میکنند، ساواک بلافاصله حسین را دستگیر کرده و در زندان ساواک سنندج به زیر شکنجه میبرد. حسین چند ماه شکنجه ساواک را تحمل کرد تا آنکه در جریان قیام مردم سنندج علیه دیکتاتوری حاکم و تهاجم آنها به مرکز ساواک و زندان سنندج، از زندان آزاد شد. وی سپس به تهران میرود و مجددا به همان دوستان فداییاش وصل میشود.
حسین در تهران در جریان قیام مردم ایران در فعالیتهای خلق سلاح نیروهای سرکوبگر شاه فعال بود. وی روز ۲۳بهمن بعد از سقول دیکتاتوری شاه به رشت رفته و در آنجا نیز در درگیریهای مردم با ساواک رشت فعالانه شرکت داشت.
وی سپس به ماسال میرود و در آنجا با مجاهدین آشنا شده و در انجمن جوانان مسلمان ماسال فعالیتهایش را به عنوان هوادار مجاهدین شروع میکند.
حسین در بخش روستایی جنبش ملی مجاهدین، مسئولیت یکی از بخشهای روستایی را به عهده میگیرد و بطور حرفهای به فعالیتهایش با مجاهدین که آرزوهای مبارزاتیاش را در آنها یافته بود ادامه میدهد. وی در پراتیکهای سازمان علیه سیاستهای سرکوبگرانه ارتجاع حاکم در سال ۱۳۶۰ یکی از فعالترین نفرات بوده است.
روز ۲۲خرداد ۶۰ وقتی حسین در مسیر برگشت از یک تظاهرات علیه ارتجاع حاکم بود توسط پاسداران دستگیر میشود.
پاسداران که با شعارها و مقاومت حسین مواجه میشوند، بلافاصله به وی دستبند زده و سوار موتور میکنند. پاسدار مزدوری کلت را پشت سر حسین میگذارد و میگوید که اگر به شعار دادند ادامه بدهی شلیک میکنم. حسین به این مزدور میگویند هر کاری میخواهی بکن و هنگام عبور از وسط بازار دستبندهای به دستش را بالا گرفته و با شعار، توجه عابران و رهگذارن را به خودش جلب میکند و به تهدیدات پاسداران وقعی نمینهد. از آنجا که ماسال شهر کوچکی بود این عملکرد افشاگرانه حسین، تاثیر زیادی در میان مردم به جای گذاشت.
روحیه پرشور و با نشاط و جدیت در انجام مسئولیتها از جمله ویژگیهای انقلابی ح سین بود که در میان همرزمانش به آنها شناخته میشد.
وی از آنجا که قبل از سی خرداد دستگیر شده بود در بیدادگاه رژیم به ۱سال زندان محکوم شد اما وقتی طرح فرار وی از زندان لو رفت، به زندان گوهردشت کرج منتقل شد و به مدت ۳سال در آنجا زندانی بود.
حسین در سال ۶۳ از زندان آزاد شد. پس از آزادی با تلاش بسیار ارتباطش را با سازمان برقرار کرد و در هماهنگی با چند زندانی مجاهد آزاد شده، خروج از کشور و وصل به سازمان در منطقه را برنامهریزی نمود.
سرانجام حسین در سال ۶۴ به همراه چند مجاهد دیگر هنگام خروج از مرز بازرگان دستگیر و مجددا زندانی شد.
این مجاهد پاکباز پس از شکنجههای بسیار توسط دژخیمان خمینی، از آنجا که بر مواضع مجاهدیاش استوار ماند، در جریان قتلعام ۶۷ همراه با دیگر یارانش سربدار شد و به عهدش با خدا و خلق وفا کرد.









