محل تولد: تهران
سن: ۳۵
تحصیلات: لیسانس
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
محل زندان: اوین
فاطمه (رضیه) آیتاللهزاده شیرازی در سال ۱۳۳۲ در خانوادهای مذهبی در تهران متولد شد. او پس از طی مدارج تحصیلی، وارد دانشگاه شد و در رشته فیزیک ادامه تحصیل داد. در روزگاری که موانع سنتی حضور زنان را در جامعه محدود میکرد، رضیه با وجود آنکه فرزند یک روحانی بود، در برابر این چارچوبها ایستاد و مسیر متفاوتی را برای فعالیتهای خود برگزید.
شناخت او از مناسبات سیاسی آن دوران، وی را به عرصه مبارزات دانشجویی ضد دیکتاتوری سلطنتی کشانید. در همین مسیر در سال ۱۳۵۲ با تشکیلات مجاهدین آشنا شد و به آن پیوست. دامنه فعالیتهای مبارزاتی او در داخل و خارج از فضای دانشگاه چنان گسترش یافت که وی را مجبور ساخت به مدت سه سال زندگی مخفی را اختیار کند.
او حتی پس از اخذ مدرک کارشناسی فیزیک، لحظهای از تلاش بازنماند و در جریان تظاهرات و جنبش مردمی انقلاب سال ۱۳۵۷ حضوری پرشور داشت. پس از پیروزی انقلاب نیز بهصورت حرفهای فعالیتهای خود را در بخش دانشجویی ادامه داد.
به دنبال تحولات سیاسی تیرماه ۱۳۶۰، رضیه که چهرهای شناختهشده در جریان مبارزات بود، هنگام انجام یک ماموریت سازمانی در حالی که دوران بارداری خود را میگذراند، شناسایی و بازداشت شد. او در زمستان همان سال فرزندش را در زندان به دنیا آورد، اما به دلیل شرایط نامناسب بازداشتگاه و عدم رسیدگی، نوزادش را از دست داد. بازجویان برای شکستن مقاومت او، خبر جانباختن همسرش، صادق هاشمزاده ثابت را به او رساندند و با قطع دو ساله ملاقاتها، او را در بیخبری مطلق از خانوادهاش نگه داشتند.
یکی از همبندیهای او درباره وضعیتش مینویسد: «به دلیل حساسیتی که بازجویان روی او داشتند، بیشتر طول دوران حبس خود را در سلولهای انفرادی، بندهای تنبیهی یا زیرزمینهای بند ۲۰۹ سپری میکرد.»
با این حال، روحیه بالای او در میان زندانیان زبانزد بود. انجام تمرینات ورزشی، ساخت صنایعدستی مبتکرانه و تلاش برای انتقال پیامها میان سلولها از جمله فعالیتهای روحیه بخش او به شمار میرفت. در یادداشتی از همسلولیهایش آمده است: «از آنجا که برق سلولها شبها روشن میماند، رضیه با روزنامه، نخ و نایلون سایهبانی برای چراغ ساخته بود؛ شبها پس از سرکشی نگهبانان آن را بالا میکشید و صبح پیش از توزیع غذا آن را پایین میآورد.»
این صلابت روح در شرایطی حفظ میشد که او در همان دوران بند، از جانباختن دو برادرش (مرتضی و احمد) و برادر همسرش (ابراهیم هاشمزاده ثابت) مطلع شده بود. یکی دیگر از همرزمانش نقل میکند: «رضیه با شادابی از خاطراتش میگفت و صدای خنده بچهها در بند میپیچید. او میگفت آرامتر بخندید تا پاسداران متوجه نشاط ما نشوند و ما را از هم جدا نکنند. همیشه از تحمل و نظر بلند او شگفتزده بودم.»
سرانجام پس از ۷ سال حبس و پایداری بر مواضع خود، رضیه آیتاللهزاده شیرازی در جریان وقایع تابستان ۱۳۶۷ به همراه جمع کثیری از زندانیان سیاسی، اعدام شد و جان خود را برای آزادی فدا کرد.
گفتنی است برادرانش احمد و مرتضی، همسرش صادق، برادران همسرش ابراهیم و اسماعیل، و مادر همسرش بتول جلالی (مادر هاشمزاده) نیز همگی در راه آرمانها و آزادی جان خود را فدا کردند.








