احمد عسگری در سال ۱۳۳۹در یک خانوادهٴ مرفه در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و دیپلم خود را در سال ۱۳۵۷در تهران گرفت. احمد پس از قبولی در کنکور سراسری در رشته پزشکی وارد دانشگاه مشهد شد. در محیط دانشگاه با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و از همان زمان فعالیتهای حرفهیی خود را در انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه مشهد آغاز کرد. او متأهل و دارای یک فرزند پسر بود.
پس از سیخرداد سال۶۰ از آنجاییکه اقوام وی از طرفداران رژیم بودند امکان زندگی مخفی و استفاده از ملاء خانوادگی وجود نداشت و او مجبور بود که شبها را در باغهای اطراف تهران و یا در اتوبوسهای بین شهری استراحت کند. یکی از آشنایان خانوادگی او در این رابطه مینویسد:
«... خانواده و اقوام احمد طرفدار رژیم بودند. پدرش تا سال ۱۳۶۵معاون کمیته ”مسجد امامزمان“ در تقاطع خیابان آزادی و زنجان بود. در اوج دستگیریها ی ۱۳۶۰وقتی به خانه مراجعه میکند او را به خانه راه نمیدهند. حتی مقدار پول ناچیزی را که درخواست کرده بود به او ندادند...»
احمد در سال ۶۱در تهران دستگیر و روانهٴ زندان اوین شد. در بیدادگاه رژیم به ۱۵سال زندان محکوم گردید. سپس به زندان قزلحصار منتقل گردید. او در شکلگیری تشکیلات زندان در بند ۲واحد یک نقش تعیینکننده داشت و یکی از نفرات مسئول تشکیلات بود. در سال ۶۵پس از اینکه زندان قزلحصار از سوی دادستانی مرکز به شهربانی تحویل داده شد و زندانیان سیاسی به زندانهای گوهردشت و اوین منتقل گردیدند، احمد به اوین منتقل شد. ابتدا به سالن ۵آموزشگاه و بعد از جابجاییهای سال ۶۵به بند یک بالا فرستاده شد.
احمد در زندان بهشدت زیر فشار همسر و خانوادهٴ همسرش که از هواداران رژیم بودند و از این زاویه به نان و نوایی هم رسیده بودند، قرار داشت. اما این فشارها نه تنها در عزم وجزم او خللی ایجاد نمیکرد بلکه هر چه بیشتر بر ایمان به راهی که انتخاب کرده بود میافزود.
پس از سیخرداد سال۶۰ از آنجاییکه اقوام وی از طرفداران رژیم بودند امکان زندگی مخفی و استفاده از ملاء خانوادگی وجود نداشت و او مجبور بود که شبها را در باغهای اطراف تهران و یا در اتوبوسهای بین شهری استراحت کند. یکی از آشنایان خانوادگی او در این رابطه مینویسد:
«... خانواده و اقوام احمد طرفدار رژیم بودند. پدرش تا سال ۱۳۶۵معاون کمیته ”مسجد امامزمان“ در تقاطع خیابان آزادی و زنجان بود. در اوج دستگیریها ی ۱۳۶۰وقتی به خانه مراجعه میکند او را به خانه راه نمیدهند. حتی مقدار پول ناچیزی را که درخواست کرده بود به او ندادند...»
احمد در سال ۶۱در تهران دستگیر و روانهٴ زندان اوین شد. در بیدادگاه رژیم به ۱۵سال زندان محکوم گردید. سپس به زندان قزلحصار منتقل گردید. او در شکلگیری تشکیلات زندان در بند ۲واحد یک نقش تعیینکننده داشت و یکی از نفرات مسئول تشکیلات بود. در سال ۶۵پس از اینکه زندان قزلحصار از سوی دادستانی مرکز به شهربانی تحویل داده شد و زندانیان سیاسی به زندانهای گوهردشت و اوین منتقل گردیدند، احمد به اوین منتقل شد. ابتدا به سالن ۵آموزشگاه و بعد از جابجاییهای سال ۶۵به بند یک بالا فرستاده شد.
احمد در زندان بهشدت زیر فشار همسر و خانوادهٴ همسرش که از هواداران رژیم بودند و از این زاویه به نان و نوایی هم رسیده بودند، قرار داشت. اما این فشارها نه تنها در عزم وجزم او خللی ایجاد نمیکرد بلکه هر چه بیشتر بر ایمان به راهی که انتخاب کرده بود میافزود.
یکی از همبندیانش در این بارهٴ مینویسد:
«احمد بهشدت از سوی خانوادهٴ همسرش که در ارگانهای رژیم بودند تحت فشار بود هر ملاقات برای احمد شکنجه بود اما بهرغم این وضعیت کوچکترین اشعهیی از فشار در احمد دیده نمیشد زیرا او در تصمیمش بیشکاف بود.
یکبار وقتی که من و احمد با هم به ملاقات رفته بودیم من شاهد وضعیت بهم ریختة ملاقات آنان بودم و وقتی خود را بجای او گذاشتم او را بهخاطر تحمل این فشار و مهمتر از آن عدم بروز بیرونی آن بسیار تحسین کردم و ارزش این مجاهد گرانقدر در ذهنم بسیار بالاتر از گذشته شد...» احمد در اولین اعتصاب غذای گسترده در زندان اوین بسیار فعال بود.
وی پیش از قتلعام زندانیان سیاسی در بندیک بالا در اوین بود. او جزو اولین سری نزد هیأتمرگ رفت و عصر روز ۵مرداد ۶۷ قهرمانانه در اوین سربدار شد. بعد از اعدام احمد همه فامیلشان ارتباط خود را با ارگان های رژیم قطع کردند و بهرغم ممنوعیت برگزاری مراسم، خانوادهٴ او مراسم بسیار با شکوهی در خانهٴ خود برگزار کرده و بسیاری از مردم در این مراسم شرکت داشتند. به این ترتیب خون احمد افشاگر رژیم و ماهیت آن برای بسیاری که او را میشناختند ولی از ماهیت رژیم بیاطلاع بودند شد.
متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
یکبار وقتی که من و احمد با هم به ملاقات رفته بودیم من شاهد وضعیت بهم ریختة ملاقات آنان بودم و وقتی خود را بجای او گذاشتم او را بهخاطر تحمل این فشار و مهمتر از آن عدم بروز بیرونی آن بسیار تحسین کردم و ارزش این مجاهد گرانقدر در ذهنم بسیار بالاتر از گذشته شد...» احمد در اولین اعتصاب غذای گسترده در زندان اوین بسیار فعال بود.
وی پیش از قتلعام زندانیان سیاسی در بندیک بالا در اوین بود. او جزو اولین سری نزد هیأتمرگ رفت و عصر روز ۵مرداد ۶۷ قهرمانانه در اوین سربدار شد. بعد از اعدام احمد همه فامیلشان ارتباط خود را با ارگان های رژیم قطع کردند و بهرغم ممنوعیت برگزاری مراسم، خانوادهٴ او مراسم بسیار با شکوهی در خانهٴ خود برگزار کرده و بسیاری از مردم در این مراسم شرکت داشتند. به این ترتیب خون احمد افشاگر رژیم و ماهیت آن برای بسیاری که او را میشناختند ولی از ماهیت رژیم بیاطلاع بودند شد.
متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
0 نظرات:
ارسال یک نظر