قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ یکی از تاریکترین صفحات تاریخ معاصر ایران است؛ فصلی خونین که هرچه از آن میگذرد، اسناد تازهتری از عمق جنایت و ماهیت جنایتکاران پرده برمیدارد. انتشار فایلهای صوتی مربوط به ملاقاتهای آیتالله منتظری با هیأت مرگ، پردهای دیگر از این فاجعه را کنار زد و نشان داد که اعدامها نه واکنشی آنی، بلکه بخشی از یک پروژه حسابشده برای حذف فیزیکی مخالفان بودند.
جنایت از پیش طراحیشده
در میانهی تابستان ۱۳۶۷، بهفرمان مستقیم خمینی، هزاران زندانی سیاسی که بسیاری از آنان سالها از دستگیریشان میگذشت و در حال گذراندن حکم بودند، به پای چوبهدار کشانده شدند. نام این جنایت بزرگ، «قتلعام ۶۷» شد؛ فاجعهای که بر اساس فتوای خمینی با هدف حذف «مجاهدین سر موضع» و سایر دگراندیشان سیاسی اجرا شد.
هیأتهای مرگ، متشکل از مأموران امنیتی، قضات شرع و نمایندگان وزارت اطلاعات، مأموریت داشتند زندانیان را تنها بر اساس پاسخ به چند سؤال سرنوشتساز ـ نظیر موضعگیری در برابر نظام یا وفاداری به سازمان مجاهدین ـ به مرگ یا زندگی محکوم کنند.
نقش بیت خمینی و اطلاعات
نوارهای صوتی منتشرشده، بهویژه آنچه در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۴۰۴ منتشر شد، نشان میدهند که احمد خمینی، فرزند خمینی جنایتکار، از پیشقراولان این طرح بود. او حتی پیش از صدور فتوا، خواهان اعدام تمام هواداران مجاهدین بود، صرفنظر از میزان فعالیتشان. بر اساس گفتههای منتظری، احمد خمینی باور داشت که حتی کسانی که فقط نشریات سازمان را خوانده بودند باید اعدام شوند.
زنان در تیررس انتقام
یکی از بخشهای تکاندهنده در سخنان منتظری، مربوط به سرنوشت زنان زندانی است. او به صراحت از اعدام صدها زن در جریان بازداشتهای پس از عملیات فروغ جاویدان سخن میگوید. روایتهایی از اعدام دختران جوان که تنها بهخاطر داشتن باور سیاسی یا خواندن اعلامیهای از سازمان به دار آویخته شدند. در مثالی مشخص، منتظری از وصیتنامه یک دختر مجاهد یاد میکند که «نور از آن میبارید» و تنها جرمش این بود که جمهوری اسلامی را مطابق فهم و باور خود نمیدانست.
قانونگریزی در لباس دین
منتظری که خود از پایهگذاران نظام و از فقیهان برجسته آن بود، در همان دیدارها به تناقضات عمیق فقهی در اجرای این اعدامها اشاره میکند. او با تأکید بر اینکه زن محارب را در فقه نمیتوان اعدام کرد، حکمهای صادره را فاقد مشروعیت دینی حتی در چارچوب خود رژیم میداند.
شکاف عمیق بین مردم و حاکمیت
یکی از واقعیتهایی که منتظری به آن اشاره میکند، افزایش نفرت عمومی از حکومت است. او صراحتاً از انزجار مردم نسبت به ولایت فقیه سخن میگوید و هشدار میدهد که این اعدامها نهتنها موقعیت نظام را حفظ نکرده بلکه به رشد و گسترش بدنه اجتماعی مجاهدین انجامیده است. خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، باور کردهاند که «منافقین» راست میگفتند.
دادخواهی، ضرورتی ملی و انسانی
قتلعام ۶۷ از سوی مجامع بینالمللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل، بهعنوان یک جنایت علیه بشریت و نسلکشی سیاسی شناخته شده است. تأکید بر این نکته ضروری است که آمران و عاملان این جنایت ـ که بسیاری از آنها هنوز در سطوح بالای حاکمیت حضور دارند ـ باید در دادگاهی بینالمللی محاکمه شوند.
پردهبرداری از فایلهای صوتی، نه فقط برای ثبت در تاریخ، بلکه بهعنوان سندی در پروندهی دادخواهی خانوادهها و ملت ایران اهمیت دارد.
صدای قربانیان آن سالهای خونین، باید در دادگاه عدالت طنینانداز شود.
ما نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم
0 نظرات:
ارسال یک نظر