محل تولد: آبادان
سن: ۲۵
تحصیلات: دبیرستان
محل شهادت: اهواز
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
شاهین واصفی در سال ۱۳۴۲ در شهر آبادان دیده به جهان گشود. او دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و سپس قدم به مقطع دبیرستان گذاشت. سالهای نوجوانی و تحصیل او در دبیرستان، همزمان با اوجگیری قیام سراسری و تظاهرات گسترده مردم ایران علیه دیکتاتوری سلطنتی شاه بود؛ فضایی پرشور که شاهین نیز با حضور فعال در آن، از نزدیک با مسائل سیاسی و ماهیت ضدمردمی نظام حاکم آشنا شد.
از فعالیت در جنبش ملی تا حضور در جبهههای جنگ
پس از سقوط رژیم شاه و پیروزی انقلاب، شاهین واصفی با شناخت آرمانهای آزادیخواهانه سازمان مجاهدین خلق ایران، به عنوان هواداری پرشور به بخش دانشآموزی جنبش ملی مجاهدین پیوست و فعالیتهای خود را در آبادان و اهواز آغاز کرد. او در قامت یک ملیشیای جسور و فداکار، در تمام عرصههای سیاسی و تبلیغاتی از جمله انتخابات ریاستجمهوری و مجلس در سال ۱۳۵۸ حضور داشت. شاهین همزمان در خط مقدم افشاگری علیه انحصارطلبی و سرکوبگری حاکمیت نوپا و چماقدارانش ایستادگی میکرد.
با آغاز جنگ در شهریور ۱۳۵۹، حس وطندوستی شاهین او را به همراه جمعی دیگر از هواداران مجاهدین به جبهههای نبرد کشاند تا از خاک میهن دفاع کند. اما این حضور چند روز بیشتر دوام نیاورد؛ چرا که دادستانی وقت آبادان دستور بازداشت آنها را صادر کرد. شاهین ۱۷ ساله به همراه ۱۵ تن از دوستانش، تنها به اتهام هواداری از سازمان، از سنگرهای دفاع از وطن ربوده و به زندان اهواز منتقل شدند. مدتی بعد، بیدادگاه رژیم او را به تحمل ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
ایستادگی در شکنجهگاهها و ملقب شدن به «شاهین قهرمان»
بازجویان که در برابر مقاومت بینظیر این نوجوان به زانو درآمده بودند، برای اعمال فشار بیشتر او را میان زندانهای اهواز، اصفهان و قزلحصار جابهجا کردند. پایداری شاهین در برابر دژخیمانی چون حاج داوود رحمانی در زندان قزلحصار آنچنان درخشان بود که همبندیهایش به او لقب «شاهین قهرمان» دادند. به گفته یکی از همرزمانش، هر زمان که حاج داوود برای ضرب و شتم و آزار زندانیان به بند میآمد، شاهین با جسارت سینه سپر میکرد، در برابر او میایستاد و نقشههایش را نقش بر آب میکرد؛ پایداری عظیمی که البته شکنجههای وحشیانهتری را از سوی پاسداران به همراه داشت.
سپس او را به زندان گوهردشت فرستادند، اما عزم پولادین او در آنجا نیز شکنجهگران را عاجز کرد تا دوباره به اهواز بازگردانده شود. روحیه بالا و اثرگذاری عمیق شاهین بر سایر زندانیان باعث شد رژیم بار دیگر او را به گوهردشت تبعید کند. سرانجام با اجرای طرح تفکیک و فرستادن زندانیان به استانهای محل تولدشان، شاهین مجدداً به زندان اهواز منتقل شد.
سربدار در جریان قتلعام سال ۱۳۶۷
سرانجام در تابستان سال ۱۳۶۷، دژخیمان رژیم این مجاهد دلاور و سر موضع را به مسلخ فرستادند. شاهین واصفی که در سال ۱۳۵۹ و در سن ۱۷ سالگی، در حین دفاع از مرزهای کشور دستگیر شده بود، پس از تحمل سالها شکنجه و زندان، در جریان قتلعام خونین سال ۱۳۶۷ به همراه هزاران یار همپیمان خود سربدار شد و زندگی خود را فدای آزادی کرد. یاد و راه این قهرمان پایدار برای همیشه در دل تاریخ آزادیخواهی ایران زنده خواهد ماند.

0 نظرات:
ارسال یک نظر