تخریب مزارها و محو آثار پیکر زندانیان سیاسی و شهیدانی که جان خود را در راه آزادی فدا کردند، یکی از رویکردهای اصلی فاشیسم دینی حاکم بر ایران است. این اقدامات که از ابتدای دهه ۱۳۶۰ آغاز شده، تلاشی سرکوبگرانه برای پاکسازی آثار جنایت علیه بشریت و قطع پیوند نسل جوان با حافظه تاریخی و مبارزات آزادیخواهانه محسوب میشود.
الگوی سراسری نابودی گورها
از نخستین سالهای اعدامهای دهه ۶۰ و بهویژه پس از قتلعام تابستان ۱۳۶۷، نابودی گورهای دستهجمعی و منفرد قربانیان در دستور کار نهادهای سرکوبگر قرار گرفت. این طرحهای مجرمانه اغلب در پوشش پروژههای عمرانی و تعریض جادهها اجرا شدهاند:
تبریز (وادی رحمت): تخریب مزار دهها تن از اعدامشدگان دهه ۶۰ و سال ۶۷.
اهواز (پادادشهر): پوشاندن آثار اجساد در یک گور جمعی سیمانی و ادامه ساختوساز.
مشهد و بابل: تسطیح گورستان بهشت رضا با ماشینآلات سنگین و نابودی گورستان گلستان جاوید با آهکریزی.
رشت و دزفول: ساخت قبرهای جدید روی مزارهای پیشین با لودر و ساخت موزه و حسینیه روی گورهای جمعی.
تهران (بهشت زهرا): تخریب مداوم قطعات ۲۱ و ۳۲ و تبدیل قطعه ۴۱ به پارکینگ در مرداد ۱۴۰۴.
اشرف (عراق): تخریب مزار شهیدان مروارید و سنگقبرها در دیماه ۱۳۹۳.
واکنشهای بینالمللی و حقوقبشری
این اقدامات سازمانیافته با موجی از محکومیتهای بینالمللی همراه بوده است:
بیانیه عفو بینالملل (۱۳۹۶): هشدار درباره استفاده از بولدوزرها و پروژههای ساختوساز برای از بین بردن شواهد اعدامهای دهه ۶۰.
گزارش ویژه سازمان ملل (۱۴۰۳): توصیف اعدامهای دهه ۶۰ به عنوان «جنایت علیه بشریت و نسلکشی» توسط جاوید رحمان و تاکید بر لزوم تعقیب قضایی مسئولان آن.
هدف رژیم و پاسخ میدانی
هدف اصلی از تغییر کاربری این مکانها به خیابان، پارکینگ یا مراکز تجاری، جلوگیری از تبدیل شدن مزارها به نمادهای الهامبخش برای نسل جدید و کانونهای شورشی است. با این حال، جنبش دادخواهی متوقف نشده و پاسخهای میدانی و عملیاتهای اعتراضی در شهرهای مختلف، مانع از تحقق این اهداف شده است.
شکست جنایت در برابر حقیقت
پوشاندن گورهای دستهجمعی با سیمان و آسفالت، نتوانسته حقیقت اعدامهای دهه ۶۰ را از حافظه تاریخی جامعه و گزارشهای بینالمللی بزداید. پرونده دادخواهی این جنایات با پایداری خانوادهها و فعالان حقوق بشر همچنان باز است و تا تحقق عدالت ادامه خواهد داشت.

0 نظرات:
ارسال یک نظر