محل تولد: امیر کلای بابل
سن: ۲۵
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: بابل
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
محل زندان: زندان سپاه بابل
هادی یگانگی در سال ۱۳۴۳ در شهر امیرکلای بابل متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان شهر گذراند و از نوجوانی با حضور فعال در تظاهرات ضدسلطنتی، پای در مسیر مبارزه گذاشت. آشناییاش با آرمانهای سازمان مجاهدین خلق ایران با خواندن زندگینامههای شهیدان این سازمان آغاز شد و سپس از طریق پسرخالهاش، مجاهد شهید علیرضا قهارپور، به شکل سازمانیافتهتری وارد جنبش ملی مجاهدین در بابل شد.
در همان سالهای ابتدایی انقلاب، وقتی چماقداران ارتجاع در امیرکلا به کتابفروشان و فروشندگان نشریات حمله میکردند، هادی نیز یکی از قربانیان این خشونتها شد. او یکبار در اثر حمله از پشت با چاقو مجروح شد و با بخیههای متعدد در بیمارستان بستری گردید.
هادی سپس به تشکیلات بابل منتقل شد و در نقش یک میلیشیا به فعالیت خود ادامه داد. در ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ در جریان یک افشاگری علنی علیه روزنامه مزدور "صبح آزادگان"، همراه با تعدادی دیگر از رزمندگان، دستگیر و به زندان سپاه بابل منتقل شد. پس از محاکمه فرمایشی، به چهار ماه زندان محکوم شد و پس از آزادی، فعالیتهایش را با جسارت بیشتری ادامه داد. در تظاهراتهای خرداد ۱۳۶۰ علیه اختناق، نقش فرماندهی و سازماندهی موثری ایفا کرد.
پس از شروع مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، هادی نیز به زندگی مخفیانه روی آورد. اما در مرداد همان سال، در حین انجام مأموریتی شناسایی و دستگیر شد. او ابتدا به زندان شهربانی بابل منتقل شد.
خانواده یگانگی، پیشتر نیز داغ فرزند دیگری از انقلاب را دیده بودند؛ پسرعمویش مهدی یگانگی، اولین شهید سازمان در بابل، در ۸ تیر ۱۳۶۰ به دست پاسداران به شهادت رسید و جنازهاش با وحشیگری کشیده شد تا ارعاب ایجاد کنند. این جنایت، موجب نفرت شدید مردم بابل از رژیم شد و خانواده یگانگی را به نماد مقاومت و افتخار تبدیل کرد.
در زندان، حاکم شرع بابل، آخوند جنایتکار "مصباح"، تلاش کرد تا از محبوبیت هادی سوءاستفاده کرده و او را وادار به توبه و مصاحبه تلویزیونی کند. سه روز به او فرصت داد و حتی با نشان دادن شناسنامهاش تهدید کرد: "این شناسنامه سه روز دیگر باطل میشود." اما هادی مصمم و استوار ایستاد و در پاسخ گفت: «داغش را به دل مصباح میگذارم!»
بهدلیل نگرانی از پیامد اجتماعی اعدام او، رژیم ابتدا حکم حبس ابد برایش صادر کرد و به زندان شهربانی منتقلش کرد. در سالهای بعد، او را بین زندانهای سپاه بابل، گوهردشت و مجدداً سپاه منتقل کردند.
هادی از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷، در زندانهای مختلف مقاومت کرد، خبرهای سازمان را به داخل منتقل میکرد و در تشکیلات زندان نقش کلیدی داشت. حتی وقتی در سال ۱۳۶۴ تنبیهوار به بند زندانیان عادی فرستاده شد، با اخلاق انقلابیاش همانها را هم متحول کرد.
در اواخر سال ۱۳۶۶، هنگام تبادل دستنوشتهها بین زندانیان، لو رفت. برای جلوگیری از افشای اطلاعات، بلافاصله اقدام به خودکشی کرد اما نجات داده شد. با اینحال، از ناحیه هر دو دست فلج شد.
سرانجام در تابستان خونین ۱۳۶۷، پس از ۷ سال مقاومت در اسارت، در جریان قتلعام زندانیان سیاسی، هادی یگانگی نیز به قافله شهدای مجاهد خلق پیوست. او سربلند، مقاوم و بیتسلیم، بهخاطر آرمان آزادی، شناسنامهاش را با افتخار امضا کرد؛ با خون.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

0 نظرات:
ارسال یک نظر