محل تولد: اسلام آباد غرب
سن: ۱۷
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: کرج
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷
پرویز مجاهدنیا در سال ۱۳۵۰ در اسلامآباد غرب چشم به جهان گشود. نوجوانی بود از خانوادهای که مبارزه با ستم و دفاع از آزادی، در رگهایشان جاری بود. برادر و پسرعمویش از روزهای تاریک حکومت شاهنشاهی در صف آزادیخواهان بودند و همین فضای مقاوم، روحیهای آگاه و سرکش در او پروراند.
تحصیلاتش را تا دوره متوسطه ادامه داد. هنوز ۱۷ سال بیشتر نداشت که همراه با برادرزادهاش، نسرین کاکایی، تصمیم گرفت به ارتش آزادیبخش بپیوندد و برای آرمانش به صف رزمندگان آزادی برود. اما در زمستان ۱۳۶۶، در مسیر زاهدان دستگیر و به زندانهای اوین و گوهردشت منتقل شد.
در یکی از ملاقاتها، جملهای گفت که بعدها معنای تلخش روشن شد:
«میگویند دیگر نمیخواهیم زندانی سیاسی داشته باشیم... همهتان را از بین میبریم.»
تابستان ۱۳۶۷، این تهدید به واقعیت بدل شد. پرویز، نوجوانی ۱۷ ساله، در کنار هزاران زندانی سیاسی دیگر، بر سر ایمان و آزادگیاش ایستاد و سربدار شد.
اما ریشهٔ مقاومت در خانوادهٔ مجاهدنیا بسیار عمیقتر از یک نام است.
خسرو مجاهدنیا، برادر بزرگ پرویز، در روزهای خیزش مردم علیه شاه بارها بازداشت شد و سرانجام در عملیات فروغ جاویدان، در تنگهٔ چهارزِبَر جان باخت.
صفدر آزادمهر، پسرعموی پرویز از قصرشیرین، نیز در همان تابستان خونین ۶۷ به شهادت رسید.
داماد این خانواده، عبدالرضا رجبی، در نزدیکی قصرشیرین مجروح و دستگیر شد و پس از شکنجه، جان باخت. سالها بعد، دخترش فائزه رجبی نیز در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در حملهٔ نیروهای مزدور عراقی جان خود را از دست داد.
خانوادهٔ مجاهدنیا، با نسلهایی از جانباختگان راه آزادی، نمادی از پایداری و ایمان در برابر استبدادند — نسلی که حتی مرگ هم نتوانست صدایشان را خاموش کند.

0 نظرات:
ارسال یک نظر